به منظور بررسی و مطالعۀ نظام زمانشناختی در دوره صفویه و مؤلفه های آن در جامعۀ ایران آن دوره، این کتاب در 9 فصل و در هر فصل، به بخشی از موضوع و این مؤلفه ها پرداخته است. در مقام نتیجه گیری و تبیینِ نتایجِ حاصل از مباحث هر فصل، کوشش این تحقیق بر آن است که نشان دهد چگونه در جامعۀ ایران عصر صفوی، زمانشناسی مبتنی بر زمان طبیعی، ضعف زمانسنجی، باور استوار به احکام اختربینی، رواج گاهشمارها و تاریخگذاریهای غیرخطی، همگی با فقر تاریخینگری، غیبت نسبی زمان تاریخی و سیطرۀ ریتمهای زمانی چرخندۀ طبیعی بر زندگی، در یک نظام تقریباً یکپارچه و منسجم به هم مربوط می شوند و یکدیگر را تأیید و پشتیبانی میکنند.