منطق کلاسیک، هرچند موفق شد کاخی زیبا از اندیشه با هارمونی شگرف و استثنایی بنا نماید که همچنان بر تارک اندیشه میدرخشد، اما از همان آغاز با دو چالش عمده روبرو بود: برخی ناپذیرفتنیها در قلمرو فرمولها و استدلالهای زبان منطق کلاسیک و برخی نابسندگیها در زبان منطق کلاسیک برای صورتبندی و ارزیابی برخی گزارهها و استدلالهای غیرصوری زبان طبیعی. چالش اخیر (نابسندگیها) در برخی زمینهها با توسعة زبان منطق تا حد قابل ملاحظهای برطرف گردید اما در برخی زمینههای دیگر مانند صورتبندی جملههای علی، شرطیهای خلاف واقع و ارزیابی استدلالهای حاوی این جملهها همچنان باقی است؛ مزید بر اینکه، تلاشها برای مهار برخی ناپذیرفتنیهای زبان منطق کلاسیک نیز علیرغم تلاشهای فراوان همچنان ناکام ماند است. نویسنده در این کتاب، در جستجوی راهی جامع برای جبران این نابسندگیها و مهار آن ناپذیرفتنیها، به تآسیس دو نظام پایة تابعارزشی و غیرتابعارزشی پرداخته و مدعی است چالشهای یادشده، در این نظریه پاسخی درخور مییابند. البته مناسبترین شیوه برای ارزیابی قدرت بیان و قوت استنتاجی این نظریه، روششناسی پسینی استنتاج به بهترین تبیین است.